- ۰ نظر
- ۰۶ مهر ۹۰ ، ۰۱:۱۰

شاعر آستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
جناب استاد محمدعلی مجاهدی با تخلص پروانه
***
مدح حضرت امیر علیه السلام
دلی که خانه مولا شود حرم گردد
کز احترام علی کعبه محترم گردد
من از شکستن دیوار کعبه دانستم
که هر کجا که علی پا نهد حرم گردد
هنوز روز خوش دشمن است تا آن روز
که ذوالفقار زبان علی دو دم گردد
دلی که جام بلا را کشیده تا خط جور
چه احتیاج که دنبال جام جم گردد
قبول خاطر خون خدا شدن شرط است
نه هر که مرثیهای ساخت محتشم گردد
عزای ماست که هر سال میشود تکرار
وگرنه حیف محرم که خرج غم گردد
نه هر که کشته شود میتوان شهیدش گفت
نه هر سری که به نی میرود علم گردد
حدیث عشق و وفا ناسروده میماند
مگر که دست علمدار ما قلم گردد
هنوز شعلهور از خیمههای عاشوراست
ز شور شیونی دل مباد کم گردد
***
برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا را انتخاب کنید
***
برای آشنایی با سایر شعرای آئینی ، اسم مورد نظر را انتخاب کنید
حبیب الله چایچیان(حسان) ـ غلامرضا سازگار(میثم) ـ سیدرضا مویدی خراسانی ـ علی انسانی ـ احمد علوی
ولی الله کلامی زنجانی ـ سعید حدادیان ـ محمود کریمی ـ محمد صمیمی ـ سیدحمیدرضا برقعی ـ مرتضی امیری اسفندقه
قاسم صرافان ـ محسن عرب خالقی ـ حسن لطفی ـ حسین رستمی ـ رحمان نوازنی ـ هادی جانفزا ـ مرتضی حیدری آل کثیر
شاعر آستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
جناب استاد حبیب الله چایچیان با تخلص حسان
***
مدح حضرت امیر علیه السلام
ایران به نور عترت قرآن منور است
ما را لقای مهدی موعود در سر است
اینجاست کشوری که فزون از هزار سال
بر تارکش ولای علی سایهگستر است
اینجاست کشوری که در آن عالمی فقیه
از لطف حق بر امت اسلام رهبر است
***
من پیرو دعبل و کمیتم
من سائل باب اهل بیتم
گر دست علی مرا نگیرد
لنگ است در آن جهان کمیتم
***
در قبلهگه راز فرود آمد ماه
یا زادگه علی بود بیتالله
از کثرت اشتیاق ، دیوار شکافت
تا این که ره وصال گردد کوتاه
مهمان چو در آغوش حرم جای گرفت
افکند خدای پرده بر سرالله
در بسته و دیوار به هم آمده بود
جمعی همه خیره گشته بر آن درگاه
از راز و نیاز بنده و معبودش
در خلوت آن خانه نشد کس آگاه
در باز نشد گرچه بسی کوشیدند
هر دیده به صد سوال میکرد نگاه
هرجا سخن از قصه بیتالله بود
افتاد حکایت حرم در افواه
نومید شدند و مات و حیران ماندند
تا باز مگر خدای بگشاید راه
تا این که به پیش چشم حیرتزدگان
دیوار شکافت بار دیگر ناگاه
از بیت خدا برون یدالله آمد
لاحول و لا قوة الا بالله
شد حبس نفسها چو جمالش دیدند
تا آینه گرد غم نگیرد از آه
با بنت اسد ، خود اسدالله آمد
از بیت احد مهر درآمد با ماه
بوسند خلایق حجرالاسود را
چون یاد کنند از آن خط و خال سیاه
خاموش حسانا که مقام است بلند
ترسم بود این گفته کوتاه گناه
***
برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا را انتخاب کنید
***
برای آشنایی با سایر شعرای آئینی ، اسم مورد نظر را انتخاب کنید
محمدعلی مجاهدی(پروانه) ـ غلامرضا سازگار(میثم) ـ سیدرضا مویدی خراسانی ـ علی انسانی ـ احمد علوی
ولی الله کلامی زنجانی ـ سعید حدادیان ـ محمود کریمی ـ محمد صمیمی ـ سیدحمیدرضا برقعی ـ مرتضی امیری اسفندقه
قاسم صرافان ـ محسن عرب خالقی ـ حسن لطفی ـ حسین رستمی ـ رحمان نوازنی ـ هادی جانفزا ـ مرتضی حیدری آل کثیر

شاعر آستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
جناب آقای احمد علوی
***
نکوهش مردم زمان حضرت امیر علیه السلام
بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند
این میای که در غدیر خم آماده است ، در جامتان مدام نخواهد ماند
چون برگههای باطله خواهد سوخت ، در گیر و دار زلزله خواهد مرد
شعری که از امام نخواهد گفت ، شهری که با امام نخواهد ماند
مردی که جبرئیل به پابوسش ، لبریز السلام علیکم بود
در بین راه خانه و نخلستان ، در حسرت سلام نخواهد ماند
سرمست حاکمیتتان بودید ، او داغدار این حکمیت بود
آنجا که حرف ، حرف ابوموساست ، از دین به غیر نام نخواهد ماند
وقتی نماز حربه دشمن شد ، مانند روز بر همه روشن شد
حتی نشانههای مسلمانی ، در مسجدالحرام نخواهد ماند
طوفان شقشقیه به راه افتاد ، تا آن نگاه خسته به ماه افتاد
دانست ماه از نفس افتاده ، در بند التیام نخواهد ماند
تا کربلا و علقمه در پیش است ، خونگریههای فاطمه در پیش است
ظلمی که از مدینه به راه افتاد ، در کوفه ناتمام نخواهد ماند
ای منکران بیخبر و سرمست ، مردی که پشت کعبه به او گرم است
بعد از حضور حیدریاش دیگر ، حرفی جز انتقام نخواهد ماند
***
مردم کوچههای خوابآلود ، چشم بیدار را نفهمیدند
مرد شبگریههای نخلستان ، مرد پیکار را نفهمیدند
وصلههای لباس و پاپوشاش ، و یتیمان مست آغوشاش
راز آن کیسههای بر دوشاش ، در شب تار را نفهمیدند
مردمِ دل بریده از بعثت ، که فقط فکر آب و نان بودند
مثل اشراف عهد دقیانوس ، قصه غار را نفهمیدند
با تبر باغ را درو کردند ، حالی از باغبان نپرسیدند
خم به ابرویشان نیاوردند ، در و دیوار را نفهمیدند
نیمهشب بود و سایهها آرام ، کوچه را خیس اشک میکردند
گفت مولا که زود برگردیم ، تا غم یار را نفهمیدند
لاتهایی که عبدود بودند ، ابتدا با هبل بلی گفتند
بعد از آن هم که یاعلی گفتند ، " أین عمار " را نفهمیدند
آخر قصهاش بهاری بود ، سوره انفطار جاری بود
عالمان قرائت و تفسیر ، شوق دیدار را نفهمیدند
کودکانی که باخبر بودند ، از همه روزهدارتر بودند
بس که لبتشنه سحر بودند ، وقت افطار را نفهمیدند
***
برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا را انتخاب کنید
***
برای آشنایی با سایر شعرای آئینی ، اسم مورد نظر را انتخاب کنید
محمدعلی مجاهدی(پروانه) ـ حبیب الله چایچیان(حسان) ـ غلامرضا سازگار(میثم) ـ سیدرضا مویدی خراسانی ـ علی انسانی
ولی الله کلامی زنجانی ـ سعید حدادیان ـ محمود کریمی ـ محمد صمیمی ـ سیدحمیدرضا برقعی ـ مرتضی امیری اسفندقه
قاسم صرافان ـ محسن عرب خالقی ـ حسن لطفی ـ حسین رستمی ـ رحمان نوازنی ـ هادی جانفزا ـ مرتضی حیدری آل کثیر

شاعر آستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
جناب آقای حسین رستمی
***
نجوا با امام رضا علیه السلام
بنویس که هرچه نامه دادم نرسید
بنویس که یک نفر به دادم نرسید
بنویس قرار من و او هفته بعد
این جمعه که هرچه ایستادم نرسید
***
خانههای آن کسانی میخورد در ، بیشتر
که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر
عرض حاجت میکنم آنجا که صاحبخانهاش
پاسخ یک میدهد با ده برابر بیشتر
گاهگاهی که به درگاه کریمی میروم
راه میپویم نه با پا ، بلکه با سر بیشتر
زیر دین چارده معصومم اما گردنم
زیر دین حضرت موسیبنجعفر بیشتر
گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که
داده در ایران ما طوبای او بر ، بیشتر
آن امامی که "فداک" گفتنش رو به قم است
با سلامش میکند قم را معطر بیشتر
قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر
قصد این بار قصیده از برادر گفتن است
ورنه میگفتم از این معصومه خواهر بیشتر
من برایش مصرعی میگویم و رد میشوم
لطف باباهاست معمولا به دختر بیشتر
عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم
بودنم را میکنم اینگونه باور بیشتر
مرقدت ضربالمثلهای مرا تغییر داد
هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر ، بیشتر
چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است
این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر
پیش تو شاه و گدا یکسانترند از هر کجا
این حرم دیگر ندارد حرف کمتر ، بیشتر
ای که راه انداختی امروز و فردای مرا
چشم بر راه تو هستم روز آخر بیشتر
از غلامان شما هم میشود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر
بر تمام اهل بیت خویش حساسی ولی
جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...
بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...
***
برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا را انتخاب کنید
***
برای آشنایی با سایر شعرای آئینی ، اسم مورد نظر را انتخاب کنید
محمدعلی مجاهدی(پروانه) ـ حبیب الله چایچیان(حسان) ـ غلامرضا سازگار(میثم) ـ سیدرضا مویدی خراسانی ـ علی انسانی
ولی الله کلامی زنجانی ـ سعید حدادیان ـ محمود کریمی ـ محمد صمیمی ـ سیدحمیدرضا برقعی ـ مرتضی امیری اسفندقه
احمد علوی ـ قاسم صرافان ـ محسن عرب خالقی ـ حسن لطفی ـ رحمان نوازنی ـ هادی جانفزا ـ مرتضی حیدری آل کثیر